محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

205

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

زيباترند وخود آنجا نيز خوش‌هواتر از ديگر جاهاى اين سرزمين است . از بيشتر قبيله‌هاى عرب در آنجا هست ، وبيشترشان از حارثيانند . ديدنىها : در حومهء موصل مسجد يونس وآثار أو ، ودر نونوا ( نينوا ) ى باستانى بر سر تپه‌يى بنام تلّ توبه مسجدى وخانه‌هايى براي زائران هست كه آنها را جميله دخت ناصر الدولة ساخته وموقوفاتى برايش نهاده است گويند : هفت بار زيارة آن برابر يك حج است . شبهاى آدينه بدانجا شوند . وآن جائى است كه قوم يونس هنگامى كه عذاب را ديدند بدانجا رفته [ توبه كردند ] . در نيم فرسنگى آن جا چشمهء يونس هست . پشت بلد چشمه‌ايست كه پندارند يونس از آن بيرون آمده است وآب آن را داروى پيسى پندارند . مسجدى ديگر نيز آنجا هست كه جاى بوتهء كدوى أو است « 1 » . در يك فرسنگى ميافارقين دير [ مار ] توما « 2 » است كه در آن جسدي خشكيده ايستاده هست كه گويند از حواريان است . در راه رحاب رباط ذو القرنين دژى استوار وآباد است كه در زير آن كهف الظلمات « 3 » است كه ذو القرنين از آن در به دنياي تاريكى رفت . وهر چند مسلمة بن عبد الملك كوشيد تا بدان در شود نتوانست ، آتشها وروشنى شمعهايش خاموش شد وأو بازگشت . از شگفتيها در نصيبين چشمه‌ايست كه آب آهك بيرون مىدهد كه در گرمابه وخانه‌هايش بكار برند . در موصل دير الكلب هست كه گزيدگان سگ هارى را بدانجا برند وراهبان أو را پنجاه روزه پرستارى وبهبود

--> ( 1 ) قرآن 37 : 146 . ( 2 ) ياقوت 2 : 649 : 22 . شايد واژهء « مار » به معنى « مقدس » با « مير » فارسي همريشه بوده ، پيش يا پس از اسلام ، از سريانى به فارسي يا به عكس رفته باشد . ( 3 ) در افسانه‌ها سرچشمهء دجله خوانده شده است ص 203 : 11 .